تبليغاتX
علمی، سیاسی، مذهبی

 

گمنام ترین اسطوره مقاومت

آن روزى که امثال ما پاى تلویزیون نشسته بودیم و دیدیم این جوان فریاد مى‏زند ، نه اسمى از او شنیده بودیم ونه خصوصیتى از او مى‏دانستیم اما همه‏ى وجود ما غرق تعظیم و تجلیل از این جوان آزاده شد.

ناگهان چندین بار فریاد زد:« مرگ بر صدام ، ضد اسلام»

 

محمد شهسواری ، ساعاتی پس از اسارت در عملیات بدر

محمد شهسواری به تاریخ سوم اسفند  1334 در قریه شیخ آباد کهنوج به دنیا آمد . وی تا سال ششم نظام قدیم ادامه تحصیل داد و به دلیل فقدان مدرسه در کهنوج  از ادامه تحصیل باز ماند . او که در سه سالگی پدر خود را از دست داده بود ، از این پس برای تأمین مخارج  خانواده به جزیره کیش رهسپار شد و  بعد از سه سال  به کهنوج بازگشت و در راهسازی بین کهنوج و جیرفت به کارگری مشغول  شد .

با شروع جنگ تحمیلی ، محمد به جبهه اعزام شد و برای اولین بار در عملیات بیت المقدس شرکت نمود . محمد شهسواری  به تاریخ 22/12/63  طی عملیات بدر ، در شرق رودخانه دجله به اسارت نیروهای بعثی درآمد . در این مقطع حساس و دردناک از زندگی دنیایی محمد بود که غیرت علوی او ، حماسه بی نظیری را در تاریخ ملت ایران به نام او ثبت کرد.

ساعاتی پس از اسارت به دست متجاوزین بعثی، هنگامی که محمد شهسواری را برای اعزام به عقبه ، به سمت خودروهای عراقی می بردند ، او با مشاهده ده ها خبرنگار دوربین به دست که اطرافش را گرفته بودند ، احساس کرد که رژیم صدام تدارک مفصلی را برای بهره برداری از «عدم الفتح» ایران در عملیات بدر دیده است. در این جا بود که وی ناگهان چندین بار فریاد زد:« مرگ بر صدام ، ضد اسلام» . این حرکت محمد شهسواری ، همان شب از تلویزیون های سراسر جهان پخش منتشر شد و روحی تازه در میان مسلمانان آزاده ای که زیر تبلیغات سنگین صدام و متحدانش درباره  «عدم الفتح» ایران در عملیات بدر ، فزسوده شده بودند دمید.

شهسواری در سال ۶۹ به همراه سایر اسرا به کشور بازگشت و پس از بازگشت از سوی مسئولین مورد تفقد قرار گرفت و  از دست ریاست جمهوری وقت مدال شجاعت دریافت کرد .

این آزاده سرافراز ، باقی سال های عمر خود را به سرایداری یک مدرسه گذراند و سرانجام در بیستم مرداد ماه 1375 ، در حالی که عازم ماموریت محوله از سوی لشکر41ثارالله بود ، در مسیر زاهدان به فیض شهادت نائل آمد.

رهبر معظم انقلاب به سال ۸۴  در سفری که  به جیرفت داشتند درباره محمد شهسواری فرمود:

“یکى مثل شهید محمد شهسوارى – آزاده‏ى سرافراز جیرفتى – به یک چهره‏ى ماندگار در کشور تبدیل مى‏شود؛ نه به خاطر این‏که وابسته‏ى به یک قشر برتر است؛ نه! او یک رعیت‏زاده و یک جوان برخاسته‏ى از قشرهاى پایین اجتماع است؛ اما آگاهى و شجاعت او، او را در چشم مردم ایران عزیز مى‏کند. آن روزى که ماها پاى تلویزیون نشسته بودیم و دیدیم این جوان در چنگ دژخیمان رژیم بعثى صدام و زیر شلاق و تازیانه‏ى آنها فریاد مى‏زند: «مرگ بر صدام، ضد اسلام»، نمى‏دانستیم ایشان جیرفتى است؛ نه اسمى از او شنیده بودیم و نه خصوصیتى از او مى‏دانستیم؛ اما همه‏ى وجود ما غرق تعظیم و تجلیل از این جوان آزاده شد. بعد هم بحمداللَّه به میان مردم و کشور ما برگشت؛ امروز هم به عنوان یک شهید نامدار و نام‏آور در میان ملت ما مشهور است.”

 

لینک ثابت

 

شهید خرازی در کلام رهبر

سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهید، حاج حسین خرازی به لقاء الله شتافت و به ذخیره ای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزی برای خدا و نبردی بی امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آسمان رحمت الهی فرود آمد. او كه در طول 6 سال جنگ قله هایی از شرف و افتخار را فتح كرده بود اینك به قله رفیع شهادت دست یافته است و او كه هل من ناصر ینصرنی زمان را با همه وجود لبیك گفته بود اكنون به زیارت مولایش امام حسین (علیه السلام ) نایل آمده است و او كه در جمع یاران لشگر سرافراز امام حسین (علیه السلام) عاشقانه به سوی دیار محبوب می‌تاخت، پیش از دیگر یاران، به منزل رسیده و به فوز دیدار نایل آمده است. آری، او پاداش جهاد صادقانه خود را كنون گرفته و با نوشیدن جام شهادت سبكبال، در جمع شهدا و صالحین درآمده است. زندگی و سرنوشت این شهید عزیز و هزاران نفس طیبه‌ای كه در این وادی قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌ای ازتاریخ این ملت است. ملتی كه در راه اجرای احكام خدا و حاكمیت دین خدا و دفاع از مستضعفین و نبرد با مستكبرین، عزیزترین سرمایه خود را نثار می‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگی‌های مادی زده پای در میدان فداكاری نهاده و با همه توان مبارزه می‌كنند و جان بر سر این كار می‌گذارند. چنین ملتی بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و 6 سال تحمل جنگ تحمیلی، نشانه‌های این فرجام مبارك را مشاهده می‌كنیم و یقینا نصرت الهی در انتظار این ملت مؤمن در مبارزه ایثارگر است…

سید علی خامنه‌ای 10/12/1365

 

لینک ثابت

 

گاف VOA درمصاحبه ادعایی با برادر ژاله

شبكه تلویزیونی صدای آمریكا (VOA) برای تحت الشعاع قرار دادن تشییع جنازه باشكوه شهید صانع ژاله با پخش تماس تلفنی فردی كه او را برادر شهید ژاله نامید ، مدعی شد كه وی بسیجی نبوده است.

ادعای تماس تلفنی صدای آمریكا با برادر صانع ژاله در حالی است كه وی و سایر برادران و اقوامش به همراه جمع زیادی از مقامات و بسیجیان استان كرمانشاه از عصر امروز در فرودگاه بین المللی كرمانشاه منتظر تحویل جنازه صانع ژاله بوده اند و مشخص نیست این تماس ادعایی چگونه گرفته شده است.

نكته جالب این كه شبكه VOA پس زمینه گفتگوی تلفنی ادعایی با برادر شهید ژاله را نقشه ای از ایران اسلامی قرار داده بود كه در آن ، استان كردستان هایلات (برجسته) شده بود و زیرنویس گفتگو نیز عبارت‌ «ایران – كردستان – پاوه» بود. این در حالی است كه به دلیل تحولات منطقه پاوه در سال های نخستین پیروزی انقلاب ، حتی دانش آموزان دوره راهنمایی نیز می دانند كه شهرستان پاوه و اورامانات نه در استان كردستان بلكه در استان كرمانشاه واقع شده است.

معلوم نیست گردانندگان شبكه صدای آمریكا(VOA) كه هنوز فرق استان كردستان با كرمانشاه را نمی دانند ، چگونه موفق به تماس تلفنی با برادر شهید ژاله كه امروز در تردد مداوم بین كرمانشاه و پاوه بوده است ، شده اند.”

لینک ثابت

 

سوال : چرا موسوی، کروبی، خاتمی، هاشمی ... و طرفدارانشان به رغم دیدن مخالفت اکثریت قاطع مردم با آنها، هنوز بر ایجاد اغتشاش اصرار داشته و روزهای خاص برای حضور در خیابان‌ها تعیین می‌کنند؟ این چه سودی برای آنها دارد؟

 پاسخ : همان طور که قبلاً مکرر تکرار گردید، افرادی که امروزه به دعوت موسوی، کروبی ... و نیز حمایت و سازماندهی دیگران به خیابان‌ها آمده و با آتش زدن چند سطل زباله و یا شکستن چند شیشه و نیز تیراندازی و زد و خورد ایجاد اغتشاش می‌کنند، به هیچ وجه و حتی به اندازه‌ی سر سوزنی طرفدار موسوی، کروبی، خاتمی، هاشمی ... و هیچ یک از این آقایان یا تابلوهایی تحت عنوان «اصلاح‌طلبان»، «سبزها» و ... نیستند. این عالیجنابان نیز اگر سابق گمان می‌کردند که طرفدار دارند، امروزه به خوبی می‌دانند که چند منافق، سلطلنت‌طلب، بهایی و مزدور سازماندهی شده، نه تنها  طرفدار آنها نیستند، بلکه بیش از دیگران می‌خواهند که اصلاً سر به تن آنها نباشد، اما دیگر چاره‌ای جز توسل به آنها ندارند. حال آنان مصداق یک ضرب المثلی است که بر اساس یک واقعیت تاریخی جاری شده است: «کسی که با دست علی (ع) بیعت نکند، در آخر مجبور می‌شود با پای حجاج بن یوسف بیعت کند».

اما اهداف و اغراض منافقین نیز دیگر جذب افکار عمومی، تغییر نظام و ... نمی‌باشد، چرا که آنان نیز با چشم خود حضور ده‌ها میلیون ایرانی را در ابراز حمایت از اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران و در نهایت نه تنها تبعیت و اطاعت، بلکه جانفشانی برای رهبر خود می‌بینند و به مواضع مردم و نیز ثبات، استحکام و قدرت این نظام و کشور آگاهند. بلکه آنها مأمورند تا ثبات لازم بر کشورهای مسلمان عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا حاکم نشده است، جمهوری اسلامی ایران را حتی شده با ترکاندن دو ترقه‌ی چهارشنبه سوری، نا امن و آشفته نشان دهند. تا از سویی مانع از الگو قرار دادن ایران توسط مسلمانان سایر ملل گردند و از سوی دیگر خوراکی برای رسانه‌های خود تهیه کنند، تا بتوانند اذهان عمومی مردم خود را نیز از قدرت و صلابت ایران اسلامی و ولایی منحرف کنند و القا کنند که هیچ حادثه‌ی مهمی رخ نداده است و کل منطقه و از جمله ایران آشوب شده است و ما باید دمکراسی را به این منطقه برگردانیم.

این، همه هدف از اغتشاشات است که متأسفانه سران داخلی فتنه، از آن جهت که بنا به وعده‌ی الهی، با تمام به اصطلاح نبوغ‌شان «ختم الله» شده‌اند و به قلب و چشم و گوششان مهر خورده و نمی‌شنوند، نمی‌بینند و نمی‌فهمند، و نیز از آن جهت که بسیار زبون و غرب‌زده و نوکر مأب هستند، فریب آنها را خوردند و به خاطر دشمنان اسلام و سران کفر، صهیونیسم و فراماسون، خود را در دنیا رسوا کرده و در آخرت به قعر جهنم انداخته‌اند.

چقدر حماقت لازم است که پس از سی سال گمان کنند، با شکستن چند شیشه یا آتش زدن چند سطل زباله و یا در نهایت تیراندازی به مردم و سپس کشه سازی، نظر مردم بر می‌گردد و مانند آنها ضد اسلام و ضد انقلاب و ضد ولایت می‌شود و چقدر بلاهت لازم است که گمان کنند امثال اوباما، نتانیاهو، سارکوزی و مرکل و ستون پنجم سلطنت‌طلب‌ها، منافقین یا بهایی‌ها برای آنها به اندازه‌ی پشیزی ارزش قائل است؟!

اما چه کنیم که به خاطر مخالفت و عناد مقابل اسلام، ولایت و مردم، مجبور شدند با شصت پای حجاج بیعت کنند.

 

لینک ثابت

 

مشروح گفت‌وشنود هاشمي و موسوي در جلسه هيئت امناي دانشگاه آزاد

به گزارش گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، هفته نامه 9 دي نوشت: موضوع دانشگاه آزاد و وقف اموال 250 هزار ميلياردي آن از حدود سه سال قبل به يكي از مهمترين سوژه‎هاي خبري كشور تبديل شده بود.اين موضوع در كش و قوس حركت اصلاحي شوراي عالي انقلاب فرهنگي از يك سو و تلاش هيأت امناي دانشگاه آزاد براي حفظ وضعيت موجودش از سوي ديگر در حالي به يكي از مهم‌ترين موضوعات كشور تبديل شد كه روز تصويب طرح جنجالي آن در مجلس، يك‎شنبه سياه نام گرفت.

بر اساس مصوبه مجلس كه هيأت رييسه از طرف كميسيون اصل 90 در تصويب آن مقصر شناخته شد، اموال عمومي دانشگاه آزاد به بهانه وقف، تبديل به اموال خصوصي مي شد و اين كار، رنگ قانوني مي گرفت. اين مصوبه البته با مقاومت اكثريت نمايندگان انقلابي پس از دو روز، خنثي و همين موضوع موجب شد تا هيأت امناي دانشگاه آزاد به يك‌باره اعلام كند اموال دانشگاه را وقف كرده و صيغه آن را هم جاري كرده است!

در مقابل اين اقدام، شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر مصوبه قانوني خود اصرار كرد و تا يك قدمي تغيير رييس دانشگاه آزاد پيش رفت. بحث ناتمام ميان هيأت امنا و شوراي عالي انقلاب فرهنگي كار را به آنجا رساند كه رهبر انقلاب مجبور به مداخله و تعيين يك هيات كارشناسي فقهي به رياست رئيس قوه قضائيه براي بررسي موضوع شدند. هيأت كارشناسي مربوطه نيز پس از بررسي موضوع به اين نتيجه رسيد كه وقف دانشگاه آزاد، غيرشرعي و غيرقانوني است و از طرف ديگر هم رهبري اعلام كردند اصلاحيه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ماده 5 و 10 اشكالاتي دارد كه بايد تغيير كند. هفته گذشته، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي موارد اصلاحي را اعلام كرد و اكنون هيأت مؤسس اين دانشگاه دو هفته فرصت دارد تا افراد پيشنهادي خود را براي عضويت در هيأت امنا معرفي كند.

در عين حال،‌ هفته‎نامه 9 دي، امروز سندي از مشروح مذاكرات يكي از جلسات هيأت امناي دانشگاه آزاد را منتشر كرده كه با مرور آن مي توان به ريشه بسياري از مواضع اتخاذشده و يا سكوت برخي از خواص در حوادث اخير رسيد.

در ادامه، ابتدا خلاصه اي از اين جلسه و سپس به دليل اهميت مطالب طرح‎شده، عين مذاكرات طرح‎شده آورده مي شود:

هيأت امناي سابق دانشگاه آزاد در جلسه تاريخ 7 اسفند 87 در خصوص موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد و تغيير اساسنامه آن تشكيل جلسه مي دهد. در اين جلسه، هاشمي رفسنجاني ابتدا در خصوص ارسال اساسنامه پيشنهادي در دست بررسي خودشان به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و همچنين ارسال كامل يا ناقص آن براي مقام معظم رهبري، از اعضا نظرخواهي مي كند و هريك از اعضا، نظر خود را عنوان مي‌كنند. ميرحسين موسوي بين حاضرين بيش از ديگران نگران موضوع وقف دانشگاه آزاد است، بنابراين پيشنهاد مي كند كه وقف اموال در اساسنامه نيايد؛ بلكه اول وقف شود و بعدا اساسنامه پيشنهادي براي رهبري ارسال شود تا وي در برابر عمل انجام‎شده قرار گيرد. برخي از اعضا در مذاكرات خود از اين كه سازمان اوقاف بتواند نسبت به اين وقف اشرافي پيدا كند، احساس نگراني مي كنند و حتي يكي از اعضا خطاب به هاشمي مي گويد: “شما بايد با آقا صحبت كنيد حتماً توليت دانشگاه آزاد مثل خيلي چيزهاي كوچك‌تر از اين، زير نظر ولي فقيه باشد و نفرات آن را هم مجمع تشخيص مصلحت، شوراي نگهبان و . . . يعني افراد هيات موسس را هم ولي فقيه زمان مشخص كنند، در اين صورت از شمول كار هم بيرون مي‌آيد “.

مشروح مذاكرات:

هاشمي: “نه من با اين موافق نيستم، اگر بدهيم به اختيار ولايت فقيه، خيلي آسان مثل بقيه جاها در مسيرهايي مي‌افتد كه نمي خواهيم. مثل بنياد مستضعفان و تبصره 82 مي شود؛ آنها هم اموال‌شان كمتر از دانشگاه آزاد نيست. آن‎وقت آدم نمي‌داند چه اتفاقي ممكن است بيفتد “.

موسوي: “بله مي‌توانيم با اين قيد بياوريم كه وقف با هيات موسسان خواهد بود و هركدام از ما هم هرزمان فوت كرديم، چه‎كسي جايگزين شود و حتي نفرات بعد از آن را هم مي‌توانيم مشخص كنيم “.

هاشمي: “بله، من هم مي‌گويم همين طور تغيير كند. چون وقتي برود زير نظر رهبري، رهبري يك‌سري ملاحظاتي دارند كه معلوم نيست در دانشگاه‌ها بتوانيم آن را اعمال كنيم. مثل اينكه چه‎كسي را نصب بكنيم و چه‎كسي را نصب نكنيم. اصلاً مسئوليت لوث مي‌شود “.

جاسبي: “من هم موافق آقاي هاشمي هستم . . . ما قبل از اينكه وقف كنيم، بدهيم آقاي خامنه‌اي نگاه كنند، نظر بدهند و آنجاهايي كه ما نظر داريم، ايشان تأييد بكنند كه مثلاً بعداً شوراي عالي دبّه درنياورند و دست‌كاري نكنند. بعد اينجا بياوريدش و صيغه را بخوانيم و صلوات بفرستيم تا ديگر آنها نتوانند آن قسمت را دست بزنند؛ چون با آن نيتي كه واقف وقف مي‌كند، هيچ‌كس نمي‎تواند دست‌كاري كند “.

هاشمي: “من هنوز نگران اين هستم كه حتي با اين فرض، اينها در اساسنامه‌اي كه اصلاح مي‌كنند، بندي را بگنجانند كه به نحوي دست اوقاف را به يك جاي آن بند كنند تا يك شرّي درست كنند “.

هاشمي سپس ادامه مي‌دهد: “در اساسنامه و وقف‌نامه بياوريم اين اعضاي هيات موسس كه موجودند تا زماني كه هستند، خوب است و كسي نمي‌تواند عزل‌شان كند و براي جايگزيني اينها، هيأت مؤسس، خودش بايد افرادي را انتخاب كند و بعد از ما هم همين طور باشد. چون ما افرادي را معرفي مي‌كنيم كه قبول‌شان داريم. يعني هميشه، هيأت مؤسس براي جايگزيني افراد، خودش تصميم مي‌گيرد كه بنابراين توليت آن يك توليت ممتد و بر اساس تفكر همين جمع خواهد بود . . . يعني بايد راه ورود را ببنديم “.

موسوي: “بايد به جاي اعضاي هيأت موسس در اساسنامه، نام اين 9 نفر را با عنوان بياوريم كه اينها وقف‌كنندگان هستند تا اگر مؤسس تغيير كرد، وقف برنگردد “.

در اين بين، هاشمي پيشنهاد يكي از اعضا را كه گفته بود: (در صورت فوت كليه يا اكثريت اعضاي مؤسس در يك زمان، ولي فقيه تصميم گيري كند و اين مسئله در اساسنامه گنجانده شود)، رد كرده مي‌گويد: “ولي فقيه خوب است؛ ولي اشكالش اين است كه بعداً اگر نظام ما ولي فقيه نداشته باشد، اگر ما بخواهيم وقف ابدي باشد كه نمي‌شود بگوييم ولي فقيه؛ ممكن است نظام ما ولي فقيه نداشته باشد . . . تعدادي علي البدل داشته باشد كه در صورت حادثه جايگزين شود “.

يكي از اعضا مي گويد: “پس مرجعيت شيعه را جايگزين كنيم “.

هاشمي: “نخير! همان كه گفتم . . . براي اينكه دست‌مان بسته نباشد، عناوين كلي مثل آموزش، تحقيق، توسعه كشور، توسعه علم را در وقف‎نامه بياوريد كه بعداً متولي وقف مصاديق آن را تشخيص مي‌دهد. عناويني بگوييد كه همه چيز را شامل بشود “.

هاشمي در پايان در حالي كه در ابتداي جلسه اعلام كرده بود در ديدار خصوصي با رهبر انقلاب ايشان به وي فرموده‌اند شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جريان جلسه فوق قرار گيرد، بدون توجه به آن توصيه مي‌گويد: “ما خبر اين جلسه را نبايد منتشر كنيم چون من به آقاي خامنه‌اي گفته‌ام ما در اين جلسه مي‌خواهيم تصميماتي بگيريم و بعد آن را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي بدهيم. اگر خبر اين جلسه را منتشر كنيم و مصوبات را به شورا ندهيم، خوب نيست، بنابراين خبر اين جلسه را ندهيد “.

اكنون چند سؤال جدي مطرح است كه آقاي هاشمي به عنوان رييس مجلس خبرگان بايد به آنها پاسخ دهد:

در قسمتي از اين جلسه، هاشمي مي گويد براي اين كه دست‌مان در وقف اموال دانشگاه باز باشد، بايد از عناوين كلي مثل آموزش، تحقيق و توسعه كشور در وقف‎نامه استفاده كنيم. دقت كنيد اين دقيقاً همان كاري است كه در طرح برخي از نمايندگان وابسته به دانشگاه آزاد در مجلس صورت گرفت و مشهور شد به مصوبه يك‎شنبه سياه. بنابراين به‏خلاف آنچه طراحان مصوبه يك‎شنبه سياه ادعا مي كردند، اين طرح از ابتدا براي نجات دانشگاه آزاد بوده است.

اما مهم‌ترين نكته در اين مذاكرات اين است كه هاشمي رفسنجاني در حالي كه در رأس مجلس خبرگان قرار دارد و بايد مدافع اصلي اصل ولايت فقيه باشد، چگونه احتمال مي دهد شايد روزي نظام ما ولي فقيه نداشته باشد؟ آيا اساساً نظام بدون ولايت فقيه، اسلامي و مشروع خواهد بود؟ چگونه است هاشمي رفسنجاني دانشگاه آزاد را هميشگي مي داند ولي ولايت فقيه را نه؟ كدام نظام مدّنظر هاشمي است كه ولي فقيه ندارد؟

شايد گفته شود اين ادبيات هاشمي سهو لسان بوده و نه اعتقاد قلبي هاشمي؛ اين احتمال، هرچند ممكن است اما با بررسي مواضع هاشمي قبل از فتنه تا امروز به همگان ثابت مي كند كه اين سهو لسان نيست بلكه نشان از تغيير نگاه هاشمي به اين مقوله دارد. با اين حساب بايد پرسيد در اين صورت آيا واقعاً هاشمي رفسنجاني باز هم بايد بر صندلي رياست خبرگان تكيه بزند؟ سستي در اعتقاد به ولايت فقيه چگونه با چنين جايگاهي تطابق دارد؟

در قسمتي از جلسه، هاشمي دليل مخالفت خود با پررنگ شدن نقش رهبري در سرنوشت دانشگاه آزاد را اين‏گونه اعلام مي كند كه در اين صورت دانشگاه مي افتد در مسيري كه ما نمي خواهيم! ايشان بايد توضيح دهد اين چه مسيري است كه رهبر انقلاب مي خواهد و هاشمي نمي خواهد؟ هاشمي در بخش ديگري مي‌گويد: رهبري ملاحظاتي دارند كه معلوم نيست ما بتوانيم اعمال كنيم، مانند عزل و نصب رؤساي دانشگاه‌ها! مگر رؤساي دانشگاه آزاد قرار است چه‎كساني باشد كه تغيير آنها غيرممكن نشان داده مي شود؟ به دنبال چه افرادي هستند كه مخالفت ولي فقيه را در پي خواهد داشت؟

چرا هاشمي رفسنجاني از اعضاي جلسه مي خواهد مشروح مذاكرات اين جلسه منتشر نشود؟ خود او در ابتدا نظر رهبري را مبني بر لزوم اطلاع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بيان مي دارد و در پايان به‏خلاف آن دستور مي‌دهد. چرا طراحي مشترك ايشان با آقاي جاسبي و موسوي منجر به تحت فشار قراردادن رهبري مي‌شود؟

 

لینک ثابت

 

دو اعتراف جالب مهاجرانی

مسئول اتاق فکر جریان ضدانقلاب داخلی در لندن که مدیریت چند سایت اینترنتی مخالف جمهوری اسلامی ایران را نیز برعهده دارد، در یک جلسه پرسش و پاسخ به دو مساله جالب اعتراف کرده است.

به گزارش شبکه ایران، «عطاءالله مهاجرانی» در این جلسه که در یکی از دانشگاه‌های انگلیس برگزار شد، تمامی تحلیل‌های رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر شباهت وضعیت ایران و مصر را رد کرد و آن را نشانه توهم این افراد دانست.

 

مهاجرانی برای اثبات سخنان خود، به ارائه تفاوت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم دیکتاتوری مصر پرداخت که در حین آن به دو موضوع جالب هم اذعان کرد.

 

استقلال بی‌نظیر جمهوری اسلامی در کنار پاکدستی رهبر آن

وزیر ارشاد دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.

 

رئیس حلقه لندن هم در جریان حوادث سال گذشته به همراه افرادی مانند محسن کدیور، عبدالکریم سروش و اکبر گنجی، خود را یاران وفادار میرحسین موسوی در ادامه حرکت آشوب‌های خیابانی نامیده بود، در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد.

مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»

 

 

لینک ثابت
 

سوال : برخی سایت‌ها در خصوص شهید ژاله که در حوادث 25 بهمن کشته شد، شبهاتی مطرح می‌کنند، پاسخ چیست؟

سوال : برخی سایت‌ها در خصوص شهید ژاله که در حوادث 25 بهمن کشته شد، شبهاتی مطرح می‌کنند، پاسخ چیست؟

پاسخ :  سایت‌های ضد دین و ضد انقلاب و ضد جمهوری اسلامی ایران و ضد ولایت فقیه ... و کلاً ضد ایران، حتی در مورد خدا هم شبهه‌افکنی می‌کنند، چه رسد به شهید ژاله.

البته از آنها انتظار دیگری هم نمی‌رود. جنگ، جنگ است و جنگ نرم نیز یکی از شدیدترین و مهلک‌ترین اقسام جنگ نرم است و تبلیغات سوء به طرق مختلف که «شبهه‌افکنی» در رأس آنهاست نیز از مخرب‌ترین سلاح‌های این جنگ است. چنان چه حضرت امام خمینی (ره) در دوران جنگ، که آن را مهم‌ترین مسئله‌ی کشور قلمداد می‌نمود، فرمود: «سلاح تبلغیات، برّنده‌تر از سلاح جنگ است».

لذا آنها باید به دروغ، تهمت، جو، شایعه و شبهه‌پراکنی متوسل شوند، و ما باید اصلاً خود را مخاطب و هدف حملات آنها قرار ندهیم، نه این که به دنبال پاسخ بگردیم. چرا که تمامی ندارد و ما را منفعل می‌نماید.

در خصوص شهید «ژاله» نیز همین‌گونه است. بالاخره یک نفر انسان بوده که توسط این آشوبگران به قتل رسیده است. حالا هر چه بگویند: نظرش این بود، موضع‌اش آن بود و ... هیچ فرقی نمی‌کند. مگر «ندا آقا سلطان» که در موردش این همه جنجال رسانه‌ای برپا ساختند، از منافقین نبود؟! و مگر منافقین به همکار خودشان نیز بی‌رحمی نکردند؟ مگر او نکشتند تا کشته‌سازی کنند؟ ... و مگر این همه از خود و از دیگران نمی‌کشند؟ مگر سابقه‌ی منافقین در ایران ناشناخته است؟

دقت فرمایید که یک نظام قدرتمند [هر نظامی] که از حمایت اکثریت قاطع مردم برخوردار است، نه تنها به هیچ وجه به توسل به این شیوه‌های چیپ و جنایتکارانه نیازی ندارد، بلکه اساساً با هر گونه ناآرامی، رعب و وحشت و آشوبی مخالف است، چرا که برایش هیچ فایده‌ای متصور نیست. اما برای یک «گروهک» می‌تواند اسباب تبلیغ و ضد تبلیغ باشد.

بدیهی است برای نظام، حتی کشته شدن منافقین آشوب‌گر در خیابان‌ها نیز هیچ فایده‌ای ندارد. به ویژه برای نظام جمهوری اسلامی ایران، که همیشه مسئولین‌اش از مردم عقب هستند. لذا مردم بیشتر از آنان می‌دانند و هیچ نیازی به فریب یا مظلوم‌نمایی نیست. اگر منافقین در خیابان‌های تهران به جای آشوب گل و شیرینی هم پخش کنند، باز مردم آنها را منافق و جنایتکار می‌دانند، لذا هیچ نیازی به کشته‌سازی وجود ندارد. این حمقای سیاسی نمی‌فهمند و نمی‌خواهند بفهمند که مردم‌ آگاه هستند. می‌شناسند، می‌فهمند و تصمیم می‌گیرند و تصمیم خود را به مسئولین نیز اعمال می‌کنند. پس نیازی به این کارها که اساساً شیوه‌ی متداول آنهاست، وجود ندارد.

حالا با درج عکس او در یک دیدار دانشجویی با منتظری، می‌خواهند القا کنند که او مخالف نظام بوده است، پس به دست منافقین کشته نشده است. اما در اینجا چند نکته وجود دارد:

-          اولاً چنین دیداری به هیچ وجه دلیل مخالفت او با اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.

-          ثانیاً چنین ادعایی بیشتر به ضرر خودشان است، چرا که اذعان می‌کنند طرفداران منتظری ضد نظام و آشوب‌گر هستند.

-          ثالثاً تجربه‌ی منافقین در خودزنی برای جریان‌سازی بسیار زیاد است. اگر چه به هیچ وجه قبول نداریم که مرحوم ژاله از آنان است. آنها ضمن کشته‌سازی، شهید دزدی هم می‌کنند. و جالب آن که اگر هیچ کس هم نداند، خودشان که می‌دانند. ولی چقدر پست هستند که به رغم توسل به این روش‌های ذلت‌بار، باز هم دست بر نمی‌دارند.

  

لینک ثابت

 

آیا BBC راست می‌گوید؟

بی‌بی‌سی فارسی زرنگ است، راست می‌گوید؛ اما نه همیشه. به وقت و بزنگاه دروغ می‌گوید و سعی می‌کند زرورق‌پیچش کند تا به استناد همین زرورق و راست‌هایی که مخاطب قبلا از او شنیده است دروغ را باور کند.

 بی‌بی‌سی فارسی در مورد اصول حرفه‌ای که خودش ادعا دارد رعایت می‌کند دقت، صحت و بی‌طرفی را مهمترین‌ها می‌داند و سعی هم می‌کند نشان دهد که رعایتشان می‌کند. مثلا حرف‌های کسی را به عنوان شاهد عینی اعتراضات خیابانی پخش می‌کند، در تمام طول گفته‌هایش هم سعی می‌کند نکته ای جنجالی بینشان پیدا کند و از راوی بخواهد در مورد آن مانور بیشتری بدهد بعد هم مجری برنامه ژست بی‌طرفی می‌گیرد و در حال خیز برداشتن به طرف شاهد عینی بعدی می‌گوید البته ما خبرنگاری در تهران نداریم و نمی توانیم این حرفها را تأیید کنیم یا رد.
بی‌بی‌سی فارسی به ادعای خودش بی‌طرف است و صحت لازمه‌ی خبرهایی است که می‌دهد ولی اگر بخواهد راجع به طرح هدفمندی یارانه‌ها حرف بزند، خیلی بی‌طرف و در کمال صحت از طرحی خیالی و ناموجود حرف می‌زند به نام حذف یارانه‌ها.
بی‌بی‌سی فارسی بی‌طرف است اما راجع به هر خبری که منبعش مقامات رسمی جمهوری اسلامی باشند و محتوای خبر مناسب ذائقه‌ فخیمه لندن‌نشینان نباشد، از افعال “ادعا کرده‌اند، مدعی شد” و … استفاده می‌کند. ولی اگر محتوای خبر، سنگ‌پراکنی به سمت تهران را در خود گنجانده باشد از فعل‌های ساده و مطمئن و معصومی که مو لای درزشان نمی‌رود استفاده می‌کند، مثل “گفت“.
بی‌بی‌سی فارسی دقت را لازمه‌ی اصول حرفه ای کارش می‌داند و دقت در اینکه مبادا رطب و یابسی از ایران فرار کنند و مخالف جمهوری اسلامی باشند، اما از دست بی‌بی‌سی در بروند و مصاحبه‌ای و حرفی از آنها بیرون نکشند.
بی‌بی‌سی فارسی زرنگ است، راست می‌گوید؛ اما نه همیشه. به وقت و بزنگاه دروغ می‌گوید و سعی می‌کند زرورق‌پیچش کند تا به استناد همین زرورق و راست‌هایی که مخاطب قبلا از او شنیده است دروغ را باور کند.
حالا اگر همین جناب بی‌بی‌سی زه کمان را تا محدوده‌ی نزدیک به پارگی بکشد و همه‌ی این اصول را کنار بگذارد و به‌جای ظرافت‌های کلامی یک دروغ شاخدار را هم‌صدا با برخی رسانه‌ها در بوق و کرنا کند یعنی یا کف‌گیر به ته دیگ خورده یا اینکه اتفاقی افتاده و نتیجه‌ای قابل قبول و اثرگذاری بیش از معمولی در نظر گرفته شده، حتی اگر در دراز مدت باعث ریزش مخاطب شود. مثلا از شب دهم اسفند بی‌بی‌سی فارسی همراه با برخی رسانه‌ها دو انگشت را تا سرحد مچ در گوش فرو می‌کند و بی توجه به تکذیب خبر فریاد می‌زند که موسوی و کروبی را به زندان منتقل کرده‌اند یعنی بی‌بی‌سی پذیرفته هزینه ریزش مخاطب را بپردازد ولی تمام تیرهای ترکش را رها کند تا دهم اسفند جمعیتی را به خیابان بکشاند. علت این ضرورت هم می‌تواند پیش‌بینی‌ اسقبال کم از دعوت دهم اسفند، باشد یا تحولات منطقه و ضرورت انحراف تمرکز نگاه‌ها به تحولات منطقه.
اندر فواید احتمالی این دروغ می‌تواند تلاش برای به تأخیر انداختن دستگیری دو نفر مذکور باشد که طبق قوانین هر حکومت مستقلی سیاهه جرمشان پر و پیمان است.
نتیجه اخلاقی: بی‌بی‌سی فارسی کلا یا نمی‌داند اصول اخلاقی یعنی چه یا معنی رعایت را نمی‌داند.
پیش‌بینی: دهم اسفند در تهران باران می‌آید و انگیزه‌ بعضی در باران بیشتر از قبل نم می‌کشد.

 

لینک ثابت

 

تعطیلی بخش هایی از بی‌بی‌سی به دنبال کاهش بودجه

به دنبال کاهش بودجه سرویس جهانی بی بی سی، بخش صربی و برنامه های پرتغالی برای بخش آفریقا، روز جمعه تعطیل شد و سه بخش خارجی دیگر تا آخر ماه مارس تعطیل می شوند.

به گزارش مشرق، به دنبال کاهش بودجه سرویس جهانی بی بی سی، بخش صربی این بنگاه خبری بعد از هفتاد سال، روز جمعه تعطیل شد.
در این بنگاه خبری برنامه های زبان پرتغالی برای بخش آفریقا نیز از روز گذشته، پایان یافت. همچنین سه بخش زبان های خارجی دیگر تا آخر ماه مارس تعطیل می شوند.
بخش یوگسلاوی سرویس جهانی بی بی سی در سال 1939 در جنگ جهانی دوم کار خود را آغاز و برای بیست میلیون یوگسلاو، به پخش برنامه پرداخت.
وقتی اسلوونی، بوسنی و کرواسی با جنگ های استقلال درگیر شدند، یوگسلاوی بار دیگر به جنگ کشیده شد. آنگاه سرویس جهانی بی بی سی برای پوشش بیشتر و تسلط بر هر دو جبهه بخش یوگسلاوی خود را به دو بازوی صرب و کروات تقسیم کرد.
بخش کروات در سال 2005 تعطیل شد و بخش صرب هم روز گذشته تعطیل شد.
گزارشگر بی بی سی می گوید که شاید صرب ها در زمان های بحران، مانند وقتی که ناتو در جنگ کوزوو صربستان را بمباران کرد، از دولت انگلیس و نقش رهبری این کشور در عملیات ناتو متنفر بودند. اما بخش صرب بی بی سی شنوندگان خود را از دست نداد.
مدیران بی بی سی می گویند: دیگر نیازی نیست بی بی سی برای خبررسانی به این منطقه سرویس ویژه ای داشته باشد.

 

 

لینک ثابت

 

شبکه بی بی سی و دروغی دیگر

رادر شهيد صانع ژاله گفت: هيچ‌يك از اعضاي خانواده ژاله با رسانه‌هاي بيگانه گفت‌وگويي نكرده و اظهاراتي كه به ما نسبت داده شده، كذب است.پيمان ژاله امروز در حاشيه مراسم تشييع پيكر برادر شهيدش در پاوه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در كرمانشاه، اظهار داشت: برخي شايعات مبني بر مصاحبه اعضاي خانواده ما با راديوهاي خارجي يا شبكه‌هايماهواره‌اي منتشر شده كه كذب محض است و صحت ندارد.
وي افزود: برخي رسانه‌هاي استكباري شايعاتي درباره گفت‌وگوهاي اعضاي خانواده ما مطرح كرده‌اند كه از اساس كذب است و شدت اندوه ما به حدي است كه فرصت هيچ كاري نداريم و حتي زندگي روزمره ما مختل شده، چگونه در اين شرايط مصاحبه مي‌كنيم و اين از اساس دروغ است.
پيمان ژاله تاكيد كرد: شهيد صانع در راه اسلام و انقلاب و ميهنش شهيد شده و خداوند حتما از وي راضي است.
وي افزود: حقيقتا مسئولان كشوري و استاني با ابراز همدردي، پيام‌هاي تسليت و كارهاي مختلف از جمله تشييع باشكوه در تهران در حق صانع برادري و پدري كردند كه از همه آنان سپاسگزارم و انتظار داريم عاملان، مسببان و محركان اين حادثه را كه با انسانيت بيگانه هستند، هرچه سريع‌تر به سزاي اعمالشان برسانند.
اين در حاليست كه برخي شبكه‌هاي ماهواره‌اي از جمله BBC و VOA فتنه‌گران و شايعه‌سازان قديمي از روز گذشته ادعاي كذبي مبني بر گفت‌وگوي تلفني با يكي از اعضاي خانواده ژاله مطرح كرده بودند كه رسوايي دروغ‌پردازي آنان دوباره مشخص شد.

 

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " علمی، سیاسی، مذهبی " " گروه فرهنگی آل یاسین " با ذکر یک صلوات آزاد می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم